(فایل های گوشی خود را محافظت کنید ای کسانی که . . . .)
دانلود نرم افزار حرفه ای و بسیار کار آمد X-plore 1.41 File Manager برای کاربران یک فایل منیجر کامل با قابلیت های بسیار زیاد برای دسترسی راحت تر به پوشه ها و فایل های داخل گوشی موبایل مخصوص گوشی های نوکیا سری 60 ویرایش 5
Sis / قابل اجرا در گوشی های نوکیا سری 60 ویرایش 5 ( Nokia s60v5 )
دانلود
پسورد فايل زيپ : www.20mobile.com
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 13:44  توسط mehran
|
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389ساعت 9:15  توسط mehran
|
دوران دانشجویی و زندگی خوابگاهی و بی امکاناتی نفسمونو ازمون گرفته هیچ! مونگولمونم کرده میام خدمتتون به زودی به چی باحال آپ می کنم براتون حتما حتما اینو یادتون باشه میامو با دسته پر هم میام عزیران من
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 8:31  توسط mehran
|
این روزا یه اگهی می بینم در مورد این که جذاب شوید و مهره مارو مهره گاووو دست خرو ای بابا
من یه چند تا راه بتون می گم جذابو باحال می شید بدون هیچ مواد مصنوعی اوکی؟ در حد
جذاب
۱-دختر یا پسر اول این که سعی کنید هیچ وقت جفتک نندازید
دست نگه دارید
تو روابطتتون با هرکسی اول بذراین خودشو کاملا نشون بده حتی اگه به شما توهین کرد آروم باشید و بعدا تریپ انسان های وارسته (تریپی که اغلب حاج آقا ها بعد شنیدن . .. . براتون بر میدارنو . . .) رو بردارین
بعد این تذکر مقدماتی باید بگم هیچ وقت از خودتون تعریف نکنین هیچ وقت !!!!!! هیچ وقت!!! این مورد مثل یه بوی گندی عمل می کنه و همه رو از تون می رونه حتی دوستای خیلی صمیمی تونو چه پسر چه دختر
زد حال نزنید شاید بعضی وقتا با زد حال زدن به یکی ۲ تا رو بخندونید ولی کلا این عادتتو ترک بده
زد حال نباشید همون سازه مخالفو منظورمه سعی کنید تو بحث ها و حرف های دوستاتو فقط تایید کنید حتی اگه حرف کاملا غلط باشه چی کار داری آخه !!!!!
دروغ گو بودنتون می تونه خیلی مواقع موثر باشه
پول دار باشید خوش تیپ و خوش لباس حتی اگه نیستید فک کنم فهمیدین چی گفتم نه؟ نه؟ ای بابا یعنی لاف بیاین حالا خوب شد؟؟؟
چش خمارتون چه میکنه اخخخخخخخخخخ اگه چشاتون خمار نیست یه فکری به حالش بکنید این مورد همه جور آدمو به سمتتون می کشه چه جنس مخالف چه موافق
اگه پسری یا دختر جنس مخالفو زیر چشمی نیگا کن نه مثل آدم ندیده اون چشای زمختو گاو منشتو بنداز تو چشاش البته منظورم از اینکه زیر چشمی نیگا کردن این نبود که طرف نفمه داری نیگاش می کنی ها اتفاقا روبرو بشینو زیر چشمی نیگاش کن
دو تا مورد بالا با هم معجزه می کنه!!!!!
یه ذره شوخ باشید اوکی؟ آقا پسرا مخصوصا ولی دیگه مضحکه نشید خیلی دقت کنید
این پست ادامه داره بازم فک می کنم چیزی یادم اومد می نویسم فعلا همینا رو تمرین کنید براتون کافیه فعلا بای
+ نوشته شده در جمعه دوم بهمن 1388ساعت 0:43  توسط mehran
|
سلام به همه عزیزام شرمنده واقعا یه مدت که آپ نمی کردم داشتم رو یه وب گروهی دیگه کار می کردم که دیدم یه تار موی لوردست جونم هم نمی ارزه 
از این به بعد بازم باحال پست می کنم فدای همه تون سی یو . . .. .
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 22:43  توسط mehran
|
داستان مرد و زن جوان
مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.
زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم.
مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره.
زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم.
مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری.
زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی.
مرد جوان: منو محکم بگیر.
زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری.
مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه.
روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند. دمی می آید و بازدمی میرود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد.
پسر وپدر فقیر
در شهری دور افتاده ، خانواده ی فقیری زندگی می کردند. پدر خانواده از اینکه پسر ۵ ساله شان مقداری پول برای برای خرید کادوی طلایی رنگ مصرف کرده بود ، ناراحت بود چون همان قدر پول هم به سختی بدست می آمد.
پسرک با کاغذ کادو یک جعبه را بسته بندی کرده و آن را زیر درخت کریسمس گذاشته بود.
صبح روز بعد ، پسرک جعبه را نزد پدرش برد و گفت : بابا، این هدیه ی من است.
پدر جعبه را از پسر خردسالش گرفت و آن را باز کرد.
داخل جعبه خالی بود!
پدر با عصبانیت فریاد زد:مگر نمی دانی وقتی به کسی هدیه می دهی باید داخل جعبه چیزی هم بگذاری؟
اشک از چشمان پسرک سرازیر شد و با اندوه گفت: بابا جان، من پول نداشتم ولی در عوض هزار بوسه برایت داخل جعبه گذاشتم!!!!
چهره ی پدر از شرمندگی سرخ شد ، پسر خردسالش را بغل کرد و او را غرق بوسه کرد...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 0:5  توسط mehran
|